محمد مهدى ملايرى
153
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نيست . و ديگر اينكه از عبارت ابن نديم و اسمى كه براى اين كتاب ذكر كرده ( اختيارنامه ) چنين برمىآيد كه اين كتابى كه اسحاق بن يزيد ترجمه كرده غير از خداينامه بوده بهخصوص كه پس از نام اسحاق بن يزيد صورتى از مترجمان را ذكر مىكند كه چنان كه خواهيم ديد همه از مترجمان خداينامه بودهاند و در مقابل نام هيچ يك از آنها ذكرى از اين كتاب كه در مقابل نام اسحاق بن يزيد ذكر شده نيست . و اگر در نظر بگيريم كه عنوان « سيره » يا « سير » عنوانى عام بوده براى كتابهايى كه در تاريخ يا داستان يا شرح حال اشخاص نوشته مىشده اين مطلب روشنتر خواهد شد كه لزومى ندارد كه از عبارت « سيرة الفرس » چنين فهميده شود كه مقصود از آن سير الملوك و مقصود از سير الملوك هم خداينامه باشد . از اينكه نام اسحاق بن يزيد پس از جبلة بن سالم ، كه چنان كه ديديم از مترجمان داستانهاى ايرانى بود ، ذكر شده چنين بهنظر مىرسد كه اسحاق بن يزيد هم يكى از مترجمان كتابهاى داستانى بوده و كتابى هم كه ابن النديم ترجمهء آن را به او نسبت داده يكى از همين داستانها است . بنابراين شايد بهتر باشد كه نام اصلى و خصوصيات اين كتاب را در داستانهاى قديم ايرانى جستجو كرد . كتاب بختيارنامه در بين داستانهاى قديم ايرانى كه نامى و نسخههايى در تحريرهاى مختلف از آن به ما رسيده و خيلى احتمال مىرود كه تحرير فارسى همين داستانى باشد كه اسحاق بن يزيد آن را از فارسى ساسانى به عربى ترجمه كرده كتابى است به نام بختيارنامه ، كه يكى از تحريرهاى آنكه ظاهرا از شمس الدين محمد دقائقى مروزى از رجال اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم هجرى است . در سال 1345 به يادگار نخستين كنگرهء ايرانشناسان به اهتمام و تصحيح آقاى دكتر ذبيح الله صفا جزء انتشارات دانشگاه تهران به نام راحة الارواح فى سرور المفراح « بختيارنامه » به چاپ رسيده است . « 9 »
--> ( 9 ) . شمارهء 1056 از انتشارات دانشگاه تهران ، سال 1345 .